تبليغاتX
ایران بیمار

ایران بیمار
دل نوشتهای من پس از سالها جبر و دوری برای به مسلخ کشیدن افکارم...  

 به نام یزدان  ...                                                                                               در سال 83 من کتابی را با نام گامهایی برای بهبود ایران نوشتم که بنا بر مسائل ممیزی که در کشور ما وجود دارد هرگز اجازه چاپ پیدا نکرد...در آن کتاب  من به آن گامها به شکل مثبت نگاه کرده بودم مثال عناوینی که الان به عنوان بی مسئولیتی یا دروغ انتخاب کردهام در آن زمان به عنوان مسئولیت پذیری یا صداقت لیبل میزدم  اما پس از سالها دریافتم مشکل ما در این نکته است که ما هرگز نخواستیم درون خود را کنکاو کنیم و انتقاد پذیر باشیم و موارد منفی که جامعه ما رو در بر گرفته نقد کنیم زیرا برطرف کردن همین نواقص است که میتواند یک آرمان را به مقصد برساند یا یه کشور را به جایگاه بالا و والایی برساند...من سعی کردم در این پست از نقص دومی که جامعه بیمار کنونی ایران ما را در بر گرفته استفاده کنم که بی شک اگر آن را نقد کنیم و تک تکمان برای هر کدام از این گامها در زندگیه شخصی خویش گامی برداریم نه تنها زندگی خویش را آباد خواهیم ککرد و انسانی با مقام و با شخصیت خواهیم شد که هم به درد جامعه خویش خواهیم خورد هم به درد خانواده و خودمان..بلکه با خود سازی فردی و رعایت این گامها جامعه خویش را نیز آباد و سبز خواهیم ساخت..چرا که یک جامعه سالم نشات گرفته از یک خانواده سالم و فرد سالم است ایراد کار ما ایرانیها در این است که همیشه همه چیز را میدانیم اما در دل خویش آن را به دیگری میسپاریم مثال میگوییم فلانی اول اونکارو انجام بده بعد من انجام میدهم..یا فلانی اول بگه بعد من میگویم...یا اینقدر افرادی هستند که این کارارو بکنن که دیگه نیازی به ما نیست یا اینکه من یکی چکار میتونم بکنم..به گمونم همه شما این حرفارو یا خودتون بارها زدید یا بارها از اطرافیانی که دارید شنیدید...به این میگن بی مسئولیتی که متاسفانه جامعه ما رو در برگفته..بی مسئولیتی هم نتیجه الگوهای تربیتیست هم جامعه پذیری...پس ما باید از این پس نحوه تربیتی و فرهنگی جامعه خودمونو به صورت فردی و سپس گروهی به سمت تربیت و فرهنگ مسئولیت پذیری سوق بدهیم در جامعه ما الگوهای تربیتی و پرورشی نسل جدید با مشارکت او تحقق نمیابد.بلکه دستاوردهای نسلی که مسئولیت های زندگی را در خانه و جامعه به عهده دارد..به شکلی حاضر و آماده در اختیار نسل جدید قرار میگیرد.به بیانی دیگر نسل یا نسلهای گذشته امکان تجریه در همان شرایطی را که خود پیش از آن تعامل کرده  و انگاه آن را بدست آورده اند به نسل جدید نمی دهند و با عدم مشارکت پذیری در تصمیمات و کارهایشان تنها دستاوردهای خود را که حاصل تجارب و تعا ملاتشان است و در حقیقت نقطه پایانی و دستاورد آن تجارب و ضروریات آن به شمار رفته به عنوان شناخت و رفتاری حاضر و اماده در اختیار نسل جدید قرار میدهند.به نابر این نسل جدید تنها ناظر ان شناختها رفتارها و انتخابهایی است که نسل پیشین تجربه کرده است اما چنین تمایزی در تجارب پس از پدید آمدن چگونه به پیش میرود و افراد و به دنبال آن جامعه را به سمت خود میکشد؟نسل جدید که از ابتدا در نهاد خانواده و سپس در نهادهای پرورشی.اقتصادی و سیاسی و فرهنگی تنها ناظز نسل گذشته بوده و مشارکتی در هیچ یک از آنها نداشته است زمانی فرا میرسد که باید کارها و مسئولیت ها را از نسل گذشته تحویل بگیرد.اما به هیچ وجه آمادگی آن را ندارد.زیرا ا. بنا بر عدم مشارکت و تماشاچی بودن اکنون دیگر واقعا از ملاکهایی برخوردارست که با واقعیت و جریان مسئولیت پذیری در زندگی فرسنگها فاصله پیدا کرده است و او در مواجهه با دنیای واقعی با ملاکهایش فاصله محسوس و عمیقی دارد.در نتیجه نسل جدید از هر نظر یک مبتدی است و به همان جهت ایدها بینش ها شناختها.رفتارها و گزینش ها و مهمتر از همه معیارهایش برای جملگی آنها بسیار سطحی وبه دور از واقعیت است .این پدیده کاملا طبیعی و منطقیست.زیرا نسل گذشته با عدم مشارکت نسل جدید مانع از آن شده است تا او باآزمون ها و تجارب مکرر تمامی دستاوردهایی را کسب کند که نسل گذشته منطقی و واقعی میپندارد...ببینید دوستان بحث در پیرامون مسئولیت پذیری در جامعه بسیار است من از سالها پیش به دنبال ریشه یابی برای رشد ویروسی بودم که خیلی سریع در کشورم ریشه دوانده بود و ایرانمان را از نظر فرهنگی و سیاسی بیمار کرده بود ابتدا به این نکته رسیدم که هویت ما و تاریخ ما در بین ایرانیان کنونی گم  شده است سپس راوی این مطلب  گردیدم و از سالها پیش شروع به نوشتن وبلاگ و کتاب و مقالهای فراوانی  در باره ترویج فرهنگ اصیل و تاریخ باستانی ایران زمین کردم زمانی که من و دوستان من شروع به گام نهادن در این مسیر کردیم هنوز اکثر جوونهای ما معنی فره وهر رو نمیدونستن هنوز پلاکهای فره وهر تو جامعه ما نقش نبسته بود هنوز اسامی نامهای ایرانی را کم بر روی فرزندانمان میگذاشتیم هنوز به کوروش افتخار نمیکردیم هنوز داریوش را نمیشناختیم..نمیخواهم جسارتی کرده باشم یا خود را ناجی فرهنگ ایران بدانم من و دوستانی که در این زمینه تلاش ناچیزی کردیم ناقابلتر از انیم که بتوانیم برای  مردم عزیز و اصیل و با تمدن ایران کاری کرده باشیم اما دوستانی که  مرا  میشناسند میدانند من برای این آرمان که به ان خو گرفته ام چه تاوانهایی چه اسارتهایی و چه ریاضتهایی پس داده ام برای نوشتن یک جمله ایران ازاد چه ضر به هایی که نخورده ام...!!نمیخواستم بحث رو به اینجا بکشونم اما این یک وبلاگ ازاده..میخوام تجارب خودمو به دوستان انمتقال بدم هرچند خودم هم به  عنوان یک ایرانی هنوز جوونم اما زود اغاز گر این قصه بودم من در سال 84 همتی را در جهت ترویج و شناخت فرهنگ و تمدن گذشته ایران به کار گماردم که تا کنون ادامه دارد اما خوشبختانه سیل تصاعدیه این داستان به جایی رسید که از این دست نوشتها و  آگاهی سازیها خوشبختانه تمام جامعه امان را در بر گرفت و امروزه میبینیم همگان کوروش و داریوش بزرگ را ایران را پاسارگاد را هخامنشیان را و... میشناسند پس از این دوره سعی در آگاه سازی مردمانم در جهت اصول سیاسی و شناخت مباحث سیاسی مثل سکلاریسم مارکسیسم دموکراسی و نیسمها و ییسم های دیگر کردم که جامعه به قواعد و ساختار سیاسی آشنایی پیدا کند و این آگاه سازی وشنخت و دانستن تنها چیزیست که  متاسفانه خیلیها! آن را دوست ندارند زیرا این شناخت و این خود آیی و آگاه سازی به جایی رسید که مردم ما خواستار حق و حقوق خود شدند که شما نتیجه آن را در این سالها مشاهده کردید...سیاست و بهتر زیستن و بهتر شدن الفبایی دارد که باید ان را به ترتیب آموخت من دورهای بسیاری را دوره کردم و به تصویر خط آورم هم اکنون ما در محیبط پیرامون خود شاهد پیشرفت خاور میانه و به صدا در امدن مردمان خاور میانه هستیم اما هنوز خود خموشیم پس به نا چار در اندیشه فرو رفتم وتنها دلیل آن را نقد نکردن افکار محیطی جامعه خویش دانستم  ما نیاز داریم از خود شروع کنیم تا به یک جامعه سالم برسیم بدین ترتیب گامهایی را که دانستم برای بهبودی ایران لازم است به رشته تحریر در آوردم اولین گام دروغ بود و دومینش بی مسئولیتی اگر به ترتیب جلو برویم و هر ئکدام از این گامها را در جهت مثبتش بکار بریم یعنی تا اینجا هر فرد دروغ نگوید و مسئولیت پذیریش بیشتر شود و گامهای بعدی را به اجرا در اورد هم  خود میتواند به یک شخصیت و مقام بالایی در جامعه و زندگی شخصیه خویش دست یابد  هم میتواند به مرور و در زمانی کم ذهن ها را اگاه کند تا دوباره ایرانی ازاد را بسازیم و این مستلزم تلاش است آنگاه که ذهن بیدار شود احقاق حق میتوان نمود و این دقیقا چیزیست که خیلی از قدرتمندها نمیخواهند چون درخت دانش با عمل  یعنی قدرت و هیچی قدرتی رقیب نمیخواهد تا اینجا فهمیدیم هدفه ما از این نوشتها چیست...پس در کلامی مبحث این پست را به پایان میبرم..باید مسئولیت پذیر  باشیم برای زندگی خویش برنامه ریزی کنیم هر روز هدفی داشته باشیم و ان را مکتوب و اجرا کنیم خلاقیت خودمان را به حرکت در آوریم و تقلید را فراموش کنیم میتوان برای مسئولیت پذیری  به عنوان تمرین اول حتی از نان خریدن و مسئولیت قسمتی از کارهای خانواده شروع کنیم باید مطالعه خود را افزایش دهیم و این را بدانیم ما نسبت به جامعه خود و آیندگان خود نیز مسئولیم و این مسئولیت با تلاش .علم هدف و خواستن و عمل کردن شکل واقعی خود را در بر خواهد گرفت به امید آنکه هریک در این باب تلاش خود را بکنیم و مسئولیت پذیرتر باشیم تا بتوانیم بهتر و کاربردیتر و زودتر به مقصد خویش نائل آییم چیزی که ایران ما به ان نیاز دارد حرکت.تلاش و دانستن است.امیدوارم در پناه اهورای ایرانشهر در زیر سایه اهورایی اهورا مزدا سالم و شاد به زیستن خویش ادامه دهید یادم می اید در وبلاگ سالها پیشم مینوشتم سرباز جاوید ایران زمین حمید...شاد زی مهر افزون پاینده ایران  

[ جمعه 1390/09/04 ] [ 18:23 ] [ حمید ]
با درود به تمام ناتمامه فرزندان ایران بی مقدمه یه شرحی از نوشتهای آغازینم میپردازم آنهایی که یادشون میاد از وبلاگ قدیم ایران بیمار که بارها فیلتر شد باید با افکار من آشنا باشند شرح حالی از شعر برای وطن توصیه هایی برای ساختار خود سازی یک ایرانی اصیل.آگاه سازی افکار در باب ایران باستان هویت و تفسیر نوشتهای زیبا از سرودهای زرتشت و دل نوشتهای این حقیر که مترصد تعریف میباشند آمده ام تا افکارم را هرچند کوچک با شما تقسیم کنم در بحث اول میخواهم در باب دروغ سخنی به میان آورم در جهان امروز که به طور کل اصول اخلاقی زیر مجموعه ارزشها شده اند به وسیله حربه آزادی یا کرامت انسانی دروغ و زنا و هزار خبثت دیگر را توجیه کرده اند .                                                                                                به قول شاملو گاهی حقیقت از دروغ فریبنده تر است دروغ قصه ایست برای مخفی کردن آرزوهایمان در پشت آن آنچه را که میخواهیم داشته باشیم و میدانیم یک اصل است اما به علت ناتوانی و نداشتن اعتماد به نفس از آن تنها آرزویی میسازیم دروغ بسیار شیرین است چون یک قصه است.                                    چه بسیار افرادی که برای رسیدن به آرمان از استبداد و خفقان به زیبایی آزادی را ترسیم میکنند و مخاطبانشان تمامی قربانی این قصه زیبا میشوند تنها وظیفه ما اینست که هویت باستانیه ایرانیان را که بر پایه صداقت استوار بود احیا گردانیم.هرودوت تاریخ نویس معروف گفته است ایرانیان به راستی و صداقت شهره بوده اند به طوری که داریوش بزرگ جمله معروف خداوندا کشور مار از دروغ و خشکسالی محفوظ نگاه دار را بر کتیبهای باستانی حک گردانید چرا که صداقت ایرانیان بهاز گفته پیامبرشان حضرت زرتشت الهام گرفته است که فرموده اند گفتار نیک پندارنیک وکردار نیک.                                                                   براستی بیاییم از این پس هر کداممان گام اول را برای بهبود اوضاع وطنمان ایران برداریم و آن احیاء دوباره ایرانی بودنمان در این سالهاست اولین قدم صداقت است.  کشورمان را دروغ بیمار کرده است و این باعث عقب افتادگی و رخوت ایرن و جوانان ایران گردیده. این کلمه یعنی راستگویی جهانی از معنا و خود سازی را در بر میگیرد کسی که میخواهد راستگو باشد باید تمرین اعتماد به نفس کند . پشتکارش را زیاد کند تا به خواستهایش برسد مبادا برای نرسیدن به آن حسرتهایش دروغش را برای مخاطب ترسیم کند و هزاران تمرین دیگر. وتی اینگونه شدیم ناخواسته تک تک ما انسانها فعال ارام قوی و عالم خواهیم شد که ناخواسته کشوری اباد را میسازیم که میتواند دربلندترین سکوی پیشرفت بشریت قرار بگیرد باور کنید صداقت تنها حربه ایست که دیگران را مسحور میکند سحری به رنگ سسسسسسسسسسسسسسبز.                           وقتی در کشوری صداقت اساس ن شود تمامی موارد به سمت پیشرفت.عشق و آبادانی سوق میگیرد من با تو سخنئ میگویم ای هموطن تو و تو و تو آنگاه که این مطلب را میخوانی تو خویش را اینگونه کن تو و من ما میشویم و ما یعنی ایران.تمام دردهای جوانان ما مثل اعتیاد بیکاری فحشا و .... بخاط نداشتن آرامش است آرامشی که باید لیدرهای یک کشور آن را بوجود آورند و پایه آن صداقت است وقتی اینگونه در همه جا میاموزند که دروغ زیباترین شعار ماست این دروغ در جامعه نفوذ میکند وراه همگان را بخاطر نقشه غلط به بیراهه میکشاند آنگاست که گیجو مبهوت برای لحظه ای آرامش کاذب دست به هرکاری منجمله اعتیاد گناه مسکن بخش و .....میزنند.امیدوارم ما دستی در این ظلم نداشته باشیم و حد اقل در چار چوب زندگیه خویش دموکراسی .راستگویی.عشق.علم.پشتکار و برخواستن دربرابر ظلم را ملکه اصول و عقاید خویش گردانیم بیاییم تک تک هر کداممان این اولین قانون ر اجرا کنیم.                                                                       و امید آنست که در سایه اهورای ایران به زیستن خویش شادو خرم ادامه دهید.با صداقت بی نهایت تا قیامت در پناه یزدان............

[ جمعه 1390/01/19 ] [ 9:37 ] [ حمید ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

نامم حمید. در اسفند ماه به دنیا اومدم .گفتند افکارت متهم به حقیقت گویی هستند و به اتهام صداقت حکم وارده آنست که دستانت هرگز افکارت را نقاشی نکند.شاید بتوانم قصه این حکم را پس از سالها ریاضت و نوشتن به شکلی تار در این تارنما به تصویر خط در آورم هرچند باز هم مرا به مسلخگاه سکوت خواهند برد
آرشيو مطالب

فروش بک لینکطراحی سایت